تبليغاتX
سعید شیرشاهی هر کتاب فرصت جدیدی است برای دوباره زندگی کردنsaed1364x@gmail.com.com
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
دیکشنری رایگان به صورت آنلاین

جستجو در دیکشنری:

كتابدار((علوم پزشکی اهواز))
در مورد كتابداري پزشکی و محض
از این خیلی وقت است وبلاگ را روز آمد نکردم متا سفم و متاسفانه یه مدت دیگه هم باید به همین منوال بگزرانم . ضمنا سال نو را هم به تمام کتابداران تبریک می گوییم .
+ نوشته شده در  شنبه 22 فروردین1388ساعت 10:21 قبل از ظهر  توسط سعيد شيرشاهي  | 

دلا دنگوم ، دلا دنگوم ،چند روز پیش خبر جالب و مسرت بخش حذف دوره کارشناسی کتابداری پزشکی را درون روزنامه نور خوزستان خواندم ، هر چند خبری بسیار مسرت بخش بود ولی در عین حال بسیار جالب بود که چرا پس اینقدر دیر، آخر چه مهم است ماله یا شاقو ، در کشوری که مدرک دکترا به منزله کاغذ پاره محسوب می شود معلوم است که باید همه کارشناسی های موجود  اعم از پزشکی و غیر پزشکی حذف شود ، اصلا به نظر من باید همه دانشگاههای کشور را منحل کرد تا به جای اینکه یک سری دانشگاه یک سری دانشجو را چندین سال در انتظار گرفتن یک کاغذ پاره نگه دارند این کاغذها را به صورت پاره نشده و سالم جمع کنیم و بفروشیم تا هم کمکی به اقتصاد کشور باشد و هم صرفه جویی در قطع درختها ، به امید آن روز که هیچ درختی قطع نشود  .

دلی دارم ولی دیوانه دنگ   

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 10:55 قبل از ظهر  توسط سعيد شيرشاهي  | 

جناب آقای امرالله شریفی

دوست عزیزم موفقیت شما را در آزمون کارشناسی ارشد علوم تغذیه تبریک می گویم .

به امید موفقیت بیشتر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 12:6 بعد از ظهر  توسط سعيد شيرشاهي  | 

آقایان حسین قلاوند و مرتضی همت

موفقیت شما را در آزمون کارشناسی ارشد کتابداری پزشکی تبریک می گویم .

به امید موفقیت بیشتر برای شما دوستان خوبم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط سعيد شيرشاهي  | 

معرفی کتاب

از این که چند وقتی نتونستم  وبلاگم رو به روز کنم واقعا متاسفم  ، راستش بعد از مدتی که مطلبی ننوشتم به نظرم اومد که ما به عنوان کتابدار چرا نباید دست به معرفی کتاب ؛ آن هم کتاب غیر کتابداری بزنیم  ، واسه همین تصمیم گرفتم که امروز یک کتاب خواندنی برای شما کتابداران و غیر کتابداران عزیز معرفی کنم ؛ البته به قلم یکی از نقادان معتبر کشورمان  .

 

در معرفي كتاب «گفته‌هاي» ابراهيم گلستان

مهدي يزداني‌خرم

(برگرفته از هفته نامه شهروند امروز)

اگر كه هنرمند از شعور يا ديدي تندتر از ديد يا شعور اطرافش بهره‌اي دارد ناچار حرف‌هاي تازه خواهد زد. با جورهاي تازه حرف خواهد زد و كارهاي تازه خواهد كرد كه اين براي ديگران غريبه خواهد بود. پيداست احتمال تخطئه او در يك چنين وضعي بسيار بيشتر است تا امكان گرفتن تحسين. و اگر او از تخطئه بترسد و به جست‌وجوي تحسين و جمع كردن تبعه باشد ناچار بايد ديد و شعور را بدهد جايش جلتي بگيرد. جلتي براي برگ زدن، كفتر از كلاه درآوردن. اين كار را كرده‌اند و چه بسيار ديده‌ايم....

ابراهيم گلستان – گفته‌ها – سخنراني دانشگاه شيراز

 

***

 

كتاب «گفته‌ها» مجموعه‌‌اي است از برخي مقالات، سخنراني‌ها و يك مصاحبه با ابراهيم گلستان كه به تازگي توسط نشر «بازتاب نگار» و براي سومين بار منتشر شده است. مقالات و نظرات گردآمده در گفته‌ها به اين دليل از اهميت فراواني برخوردار هستند كه مخاطب ابراهيم گلستان مي‌تواند با بسياري جنبه‌هاي «نظري» او در باب ادبيات و هنر آشنا شود.

 

در اين كتاب منهاي متن سخنراني گلستان در دانشگاه شيراز و گفت‌وگوي بلندي كه با او وجود دارد،‌مي‌توان چندي از مهمترين مقاله‌هاي او را نيز درك كرد. مقاله‌هايي مانند «سير سقوط يك امكان» (نوشته‌اي درباره مسعود كيميايي)، «هوشنگ پزشك‌نيا، نقاش» گفتارهاي فيلم‌هايي مانند اين خانه سياه است، موج و مرجان خارا، تپه‌هاي مارليك و... از قسمت‌هاي اصلي اين مجموعه محسوب مي‌شوند. گفته‌ها براي نخستين بار در اوايل دهه هفتاد منتشر شد و باعث شد بعد از سال‌ها يك كتاب جديد را از ابراهيم گلستان درك كنيم.

 

او از آن سال تا به امروز تنها شاهد تجديد چاپ برخي آثار داستاني‌اش بوده و طبق شنيده‌ها و مستندات علاوه بر عدم توفيق چندي آثارش براي كسب مجوز تجديد چاپ  3 كتاب‌اش يعني «برخوردها در زمانه برخورد»، «نامه به سيمين» و «مختار در روزگار» نيز نتوانسته‌اند تاكنون در ايران منتشر شوند. منهاي گفته‌ها شايد مهمترين اثر منتشرشده از گلستان در سال‌هاي اخير داستان بلند «خروس» باشد كه به زعم اعم منتقدان ادبيات داستاني ايران از درخشان‌ترين آثار داستاني چند دهه اخير داستان‌نويسي ايران به حساب مي‌آيد.

 

اما مجموعه گفته‌ها خود حديث ديگري است از ارا و ويژگي‌هاي خاص فكري ابراهيم گلستان. نويسنده و كارگرداني كه به خصوص در اين چند سال اخير به دليل تجديد چاپ برخي آثارش، دوباره به يكي از شخصيت‌هاي بحث‌برانگيز فضاي فرهنگي ايران تبديل شد. گلستان به دليل مختصات خاص فكري‌اش و نوعي از تفكر نسبت به ادبيات و هنر همواره با بازتاب‌هاي متفاوت و گوناگوني روبه‌رو بوده است. شايد به همين دليل باشد كه بازخواني «گفته‌ها» اين اهميت را دارد كه مي‌شود برخي از گوشه‌هاي فكري او را در قبال چندي از كلان مفاهيم و ارزش‌هاي فكري مشاهده كرد.

 

گفته‌ها به‌خصوص در متن سخنراني دانشگاه شيراز – يك فضاي كلي از گلستان به دست مي‌دهد كه مي‌كوشد با خوانش و طرح دوباره جزئيات فراوان نگاهي انتقادي به جريان انحطاطي داشته باشد كه هنر و ادبيات ايران را تهديد مي‌كرد.

 

روايت اول شخص:‌ اگر بخواهيم كمي درباره ابراهيم گلستان و دغدغه‌هايش نسبت به روزگار انسان ايراني بنويسيم بايد بگوييم او برآمده جرياني است كه در سال‌هاي دهه‌هاي 30‌ و 40 تلاش داشت از معرض و هجوم پوپوليسم و عوام‌گرايي دور بماند.

 

نگراني دائمي گلستان نسبت به تضعيف قوه خلاقه تفكر و نوگرايي تا به آنجا پيش مي‌رود كه او را وادار مي‌سازد در روندي مختصر وضعيت انسان معاصرش را در كنار بحران‌هاي ضدخردگرا گزارش كند. او با تاكيد بر «فردگرايي» و تذكر اين نكته كه اجتماعي‌بودن تنها يك «صفت» براي ادبيات است به نقد وضعيتي مي‌پردازد كه گمان مي‌داشت هنر برآمده است از روحي جمع‌گرا و اجتماعي.

 

 اين تفكر فردگرايانه در نهايت نويسنده و فيلمسازي را به فضاي فرهنگي ايران معرفي كرد كه مسير زيستي و كاري‌اش بسيار منحصر به فرد و مجادله‌برانگيز است. به طوري كه گلستان به خصوص در سال‌هاي اخير به يكي از سوال‌هاي دائمي ادبيات ايران تبديل شده است. عده‌اي بر او مي‌شورند و عده‌اي مي‌خواهند ناديده‌اش بگيرند. عده‌اي ستايش‌اش مي‌كنند و عده‌اي به محاكمه غيابي‌اش مشغول. اما مقالات «گفته‌ها» به روشني مختصاتي از اين نويسنده ايراني به دست مي‌دهد كه مي‌توان در چارچوبش به شناخت دقيق‌تر، واقع‌بينانه‌تر و از همه مهمتر،‌ منصفانه درباره او دست يافت. در واقع «گفته‌ها» متذكر اين نكته است كه ما با مردي روبه‌رو هستيم كه در زمان شكوه «آرمان‌گرايي و ايدئولوژي‌هاي خوش آب و رنگ از دور ريختن ايدئولوژي سخن مي‌گويد، از رنسانسي كه انسان ايراني و هنر ايران به آن نيازمند است.»

 

گلستان در دوراني كه حكم مرگ و دفن هر آن چه كهنه است،‌داده شده بود، به دفاع جانانه و اصولي از مثلا ادبيات كلاسيك ايران دست مي‌زند و در اين دفاعيه‌هاست كه مي‌توان وابستگي دروني‌اش را به سنتي ديد كه حكم تكفيرش را داده و در حال تخريب آن هستند. روح پرخاشجوي گلستان و لجاجتي كه در رفتارهاي او ديده و ثبت شده، حداقل به شكلي ديگر در گفته‌ها قابل مشاهده است. آغاز متن سخنراني‌اش در دانشگاه شيراز از غيرمتعارف‌ترين آغازهاست و معرف نويسنده‌اي كه از «صفت» و كلي‌گويي‌ها دل خوشي ندارد.

 

آن جايي كه بر سن سخنراني مي‌آيد خطاب به دوستش مسعود فرزاد كه در معرفي‌اش از او توصيف‌هايي كرده، مي‌گويد: «... من متشكر هستم آقاي فرزاد،‌ اما من تقريبا هيچ‌كدام از آنها [صفت‌هاي مذكور] را قبول ندارم. مثلا فرموديد من فروتنم زيرا كه از هاي و هوي در مي‌روم، بيزارم. من اصلا فروتن نيستم وقتي كه فروتني يعني مجامله، يعني دروغ وارونه. فرموديد من وارث هدايت‌ام چون در هفت، هشت سال آخر عمرش دوست نزديك او بودم. البته من به او ارادت زياد داشتم چون به راستي انسان بود اما هيچ جور ارثي از او نبردم. به خصوص حجب و كمرويي... به ريشه‌هاي خانوادگي اشاره فرموديد اما اصل و ريشه خانوادگي هم كه از آن قاطيغورياس‌هاي پرت است و منتفي ا‌ست مطرح نيست.

 

پس جز اينكه سپاسگزار شما باشم و تكذيب‌كننده حرمت‌گذار تعريف‌هايتان كاري نمي توانم بكنم.» ابراهيم گلستان در اين مقدمه كوچك تصويري از خود به دست مي‌دهد كه شأن و جايگاه شخصيتي و حتي فكري‌اش را متمايز مي‌كند – اصلا منظورم ارزشمند بودن يا نبودن اين رفتار نيست – از دل همين تمايز است كه ابراهيم گلستان با آثار داستاني قابل‌تأمل و پراهميتش از يك سو و دغدغه‌ها و فعاليت‌هاي سينمايي‌اش از سوي ديگر مي‌تواند در مقام تئوريسين و مردي درك شود كه نسبت به تاريخ فكر در ايران و جنبه‌هاي مختلف اين تاريخ نظرهاي مهمي دارد. «گفته‌ها» اين شناخت نسبتا دقيق را به مخاطبش مي‌دهد كه ابراهيم گلستان از كدام دغدغه‌ها و باورهاي خاص فكري به سوي حركت هنري و ادبي حركت مي‌كند و مي‌كوشد به عنوان يك نويسنده مستقل درك و باور شود.

 

با اينكه از جديدترين مطالب موجود در «گفته‌ها» چيزي حدود سي‌سال مي‌گذرد اما اين بعد زماني نه تنها باعث كهنگي يا قديمي‌شدن مباحث مطرح‌شده در آن نشده، بلكه اين وضعيت را به وجود اورده تا بتوانيم ببينيم كه انگار نسبت بخش عمده‌اي از نسل امروز به تاريخ و هنر شبيه همان نسبت‌هاي دهه چهلي است و گاه فقط نوع آرمان‌ها و ارزش‌ها تغيير كرده است. «گفته‌ها» از اين جهت اهميت دارد كه در زماني شكل گرفته كه ما و جامعه فرهنگي ايران در حال طي يك مسير انحطاط است، منتها اين انحطاط در حالي رخ مي‌دهد كه ايران سال‌هاي 40 محل كشف و بروز نويسندگان و شاعران درجه اولي است، در حالي كه فضاي امروز ادبيات و هنر ايران در حالي ادامه‌دهنده آن مسير انحطاط شده كه فرزندان بزرگي نيز پرورش نداده است. اگر به برخي دغدغه‌هاي گلستان در گفته‌ها دقت بيشتري كنيم،‌ درمي‌يابيم كه او منتقد همان وضعيت و سيستمي است كه امروز نيز ما ساختارهاي بزرگتر‌شده‌اش را در كنار خود درك مي‌كنيم.  «رخوت فكر»، «تنبلي ذهن» و «ماندن در لايه‌هاي اول كشف خلاقانه» از جمله مصاديقي اندك است كه ابراهيم گلستان به نحوي موجز به برخي ريشه‌ها و دلايل‌شان اشاره مي‌كند و امروز نيز مي‌بينيم كه اين رخوت فكري و گسست فزاينده‌اي كه ميان ذهن تاريخي و جست‌وجوگر انسان ايراني با واقعيت‌هاي اجتماعي‌اش وجود دارد موجب شده تا بحران روشنفكري، تفكر و نوگرايي در ايران بيش از پيش درك و احساس شود. اگر با اين منطق به گفته‌ها و به‌خصوص سخنراني و مقالات و مصاحبه‌اي كه در ان وجود دارد،‌نگاهي بيندازيم نه تنها احساس تاريخي‌بودن اين اثر از بين مي‌رود بلكه مي‌بينيم دوراني كه ابراهيم گلستان از وجوه مختلف آن مي‌گويد و مي‌نويسد به دوران امروز بسيار شباهت دارد. از ويژگي‌هاي ديگر گفته‌ها تبلور مفهوم «اول شخص بودن» است. نوعي از اتكا به نفس كه هم در آرا و هم در شكل ارائه و بيان ابراهيم گلستان ديده مي‌شود. اين وضعيت اول شخص بودن گلستان را در موقعيتي اقليت اما قدرتمند قرار مي‌دهد  و باعث مي‌شود ما يكي از معدودترين آثار اينچنين را در ادبيات ايران شاهد باشيم كه از تعارف، جمع‌بستن و فروتني،‌ تقليل دادن، خاك پاي اين و آن شدن و... خالي ا‌ست و شايد اين مهمترين دستاورد ابراهيم گلستان در كتاب «گفته‌ها» باشد. اويي كه در داستان‌هايش راوي مناسبات تك‌شخصيت‌هاي مختلفش با جهان پيرامونشان شد،‌ در گفته‌ها چنين وضعيتي را براي خود قائل مي‌شود، خواسته يا ناخواسته. با اين كليات است كه مي‌توان گفت، ابراهيم گلستان يكي از جريان‌هاي مهم و غيرقابل انكار در فضاي فرهنگي 50 سال گذشته ايران است.

 

 «گفته‌ها» به ما يادآوري مي‌كند كه فرد يا افرادي مانند گلستان در سال‌هايي نسبتا دور به مفاهيمي كليدي انديشيده‌اند كه شايد در آن زمان در شور و استيلاي آرمان‌هاي با شكوه زيادي جدي گرفته نشده يا دغدغه خاطر محسوب نمي‌شد. به زعم من خرج مساله‌اي به نام «اول شخص بودن» از مهمترين مضامين و مصاديقي است كه گفته‌ها را مانند ابراهيم گلستان متمايز مي‌كند؛ تمايزي كه برآمده است از ميزان آشنايي اين مرد با افق‌ها و فضاهايي كه در ايران كمتر ديده و درك شد. او در بخشي از گفته‌ها اينچنين مي‌گويد: «انحطاط اينجا درست زماني شروع مي‌شود كه رنسانس در غرب آغاز مي‌گردد. هر جور بحث و چاره‌جويي اين انحطاط را با پرسش «چرا؟» شروع بايد كرد. آيا تمدن آونگ ساعتي‌ است كه در بين شرق و غرب در رفت‌وآمد است و در وقت واحد نمي‌تواند در هر دو جا باشد؟ آيا مانند موج از فراز فرود مي‌آيد تا در جاي ديگري دوباره اوج بگيرد؟» نگاه تاريخ‌گراي گلستان در مهمترين بخش‌هاي گفته‌ها مي‌تواند پاسخي باشد به اين سوال كه چرا تاريخ فكر در ايران راكد و تنبل بوده است. هر چند گلستان پاسخگو نيست و گزارشگر اين روند است.

 

+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط سعيد شيرشاهي  | 


به گزارش بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين گزارش، با اشاره به اين‌كه كتاب‌ها در ايران بايد پيش از انتشار مجوز نشر بگيرند، آورده است: مجوز انتشار امري ضروري بوده؛ اما كنترل بر كتاب‌ها به طرز فزاينده‌اي شديد شده است. تعداد زيادي از كتاب‌هاي كلاسيك و كتاب‌هاي پرفروش نتوانسته‌اند به چاپ مجدد برسند و بسياري ديگر از كتاب‌ها از دريافت مجوز انتشار محروم مانده‌اند.

اين گزارش با طرح اين ادعا كه ايران خود را در شرايطي مي‌بيند كه نويسندگانش دچار «افسردگي ادبي» شده‌اند، مي‌نويسد: آثاري از جمله «اوليس» اثر جيمز جويس، «خاطره‌ي دلبركان غمگين من» اثر گابريل گارسيا ماركز، «قرارداد اجتماعي» ژان ژاك روسو و يا «رمز داوينچي» دن براون و همچنين برخي كتاب‌هاي فئودور داستايوفسكي، ويرجينيا وولف، هاينريش بل و وودي آلن ممنوع‌اند.

همچنين عنوان شده است: ادبيات محلي نيز از اين مسأله در امان نيست. تقريبا تمام كتاب‌هاي صادق هدايت ممنوع است. نويسنده‌ي «بوف كور» كه در پرلاشز پاريس مدفون است، به عنوان پدر رمان‌نويسي مدرن ايران در نظر گرفته مي‌شود. رمان «خروس» ابراهيم گلستان - سينماگر مشهور ايران - كه مدت‌هاست در لندن زندگي مي‌كند، نيز دچار همين وضع است.

در ادامه‌ي اين گزارش اين‌گونه ابراز عقيده شده است كه روند كنترل كتاب‌ها، روندي زمان‌بر است و تقريبا دانستن دليل تأخيرها غيرممكن است. تصميم‌گيري در اين‌باره داراي قوانين روشني نيست؛ بنابراين كتابي كه امروز مجاز است، لزوما فردا خود كتاب يا انتشار مجدد آن مجاز نيست.

بخش ديگري از گزارش روزنامه‌ي فرانسوي به نقل قول‌هايي از نويسندگان ايراني اختصاص دارد. در اين قسمت، محمدعلي سپانلو - شاعر - تأييد مي‌كند كه براي انتشار دوباره‌ي ترجمه‌ي نمايشنامه‌هاي كامو، هفت ‌ماه منتظر مانده است.

سپانلو گفته است: به من اعلام شد، بايد دست‌كم 20 جمله را حدف كنم. اين مضحك است؛ چراكه اين آثار تاكنون چندين‌بار تجديد چاپ شده‌اند.

از نظر محمود دولت‌آبادي - نويسنده‌ي رمان «كليدر» - سانسور، نويسندگان جوان را دچار افسردگي كامل كرده و عشق نويسندگي در ايران در حال از بين ‌رفتن است.

اما به نوشته‌ي لوموند، نتيجه‌ي تأسف‌بارتر اين روند، افزايش خودسانسوري است. در اين زمينه، عبدالله كوثري، كه آثار مايو بارگاس يوسا را به فارسي ترجمه كرده و سال گذشته، جايزه‌ي دولتي ادبيات (جايزه‌ي كتاب سال) را گرفته است، به تأثير منفي مميزي بر قوه‌ي تخيل نويسندگان و مترجمان اشاره دارد.

بنا بر اين گزارش، بلقيس سليماني، كه «بازي عروس و داماد» او در سال 2007، بسيار پرفروش بوده، اجازه‌ي انتشار آخرين رمانش را دريافت نكرده است و مي‌گويد: سانسور، تنوع و غناي سوژه‌ها را به شدت كاهش داده است.

اين گزارش اشاره دارد، يعقوب يادعلي - نويسنده - به دليل آن‌چه در كتاب «آداب بي‌قراري» نوشته بود، به مدت 40 روز بازداشت شد و البته كتابش مجوز انتشار داشت.

فرزانه كرم‌پور، كه او هم نويسنده است، در اين‌باره مي‌گويد: اين نشان مي‌دهد بايد به‌خاطر تخيل‌مان جواب پس دهيم.

مديا كاشيگر - دبير جايزه‌ي «روزي روزگاري» - نيز اعلام كرد، در اين جايزه، هيچ رماني در سال ‌جاري شايسته‌ي تقدير شناخته نشد.

او با اشاره به اين‌كه جايزه در خلاء داده نمي‌شود، مي‌گويد: ميزان خلاء توليد ادبي آن‌چنان است كه ما تصميم گرفتيم هيچ عنواني را انتخاب نكنيم.

كاشيگر همچنين اشاره دارد كه درصد بسيار بالايي از آثار داستاني به دليل سانسور، توقيف شده‌اند.

از محمد شريف - استاد حقوق دانشگاه علامه طباطبايي تهران - نيز نقل شده است: مميزي غيرقانوني و مغاير با بند 25 قانون اساسي است.

 

+ نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 12:28 بعد از ظهر  توسط سعيد شيرشاهي  | 



پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری یکی از معدود پایگاه های اطلاع رسانی تخصصی در زمینه پرستاری است که در مدت چند ماه از فعالیت خود در صدر جستجوی موتورهای جستجوگر معروف همچون گوگل ، یاهو و ام اس ان قرار گرفت

این پایگاه در رتبه بندی گوگل و وبلاگ سرچ گوگل رتبه اول در جستجوی کلمات کلیدی پرستار و پرستاری را دارا می باشد
پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری که به همت آقای احمد عامری یکی از فعالان پرستاری و نماینده انجمن پرستاری ایران در استان خوزستان و مدیر اجرایی جشنواره وبلاگ نویسی پرستاری ایران به روز و منتشر می گردد
در این مدت کوتاه توانسته است چشم موتورهای جستجو را به خود معطوف ساخته و در زمینه کلیه مطالب تخصصی پرستاری خویش را در صدر رتبه های بدست آمده قرار دهد
همچنین وجود بیش از شصت و چهار هزار بازدید کننده و همچنین آمار تصاعدی بازدیدکنندگان این پایگاه نشان از اطلاع رسانی صحیح آن دارد

در این پایگاه بالغ بر 1600 اثر و مقاله آموزشی تخصصی پرستاری می باشد

آدرس این پایگاه به قرار زیر می باشد
http://ino.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 4:36 بعد از ظهر  توسط سعيد شيرشاهي  | 

سرکار خانم مسعودی زاده

درگذشت ناگهانی و دردناک پدر گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت گفته و از خدای منان طلب مغفرت برای آن مرحوم و صبر و سعه صدر برای شما و خانواده محترمتان را دارم .

+ نوشته شده در  شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 1:28 بعد از ظهر  توسط سعيد شيرشاهي  | 

خبرگزاری آی تی ايران - گوگل پرتال اختصاصي براي ادبيات ايجاد كرده است كه موسسه‌هاي سواد آموزي در سراسر دنيا را به يكديگر مرتبط مي‌كند.

به گزارش پايگاه اينترنتي بي‌بي‌سي نيوز، آموزگاران، موسسه‌ها و همه افرادي كه به سواد آموزي و ادبيات علاقمندند از اين پس مي‌توانند در اين پرتال گوگل اطلاعات مربوطه را به اشتراك بگذارند .

ايجاد اين خدمات جديد گوگل كه از هفته گذشته كار خود را آغاز كرده است در نمايشگاه كتاب فرانكفورت اعلام شد.

كاربران از اين پس مي‌توانند هم كتابهاي اينترنتي و مقالات دانشگاهي را از طريق اين پرتال (دروازه اينترنتي ) جستجو كنند و هم اطلاعات مرتبط در وبلاگ‌ها و گروه‌هاي اينترنتي يا ويديوهاي آن لاين را بررسي نمايند.

اين دروازه اينترنتي همچنين به افراد امكان يافتن مراكز سواد آموزي در سراسر جهان و استفاده ازنقشه‌اي كه قابل بزرگنمايي و جستجوي دقيق است، را مي‌دهد.

اين دروازه اينترنتي با همكاري مركز پيكار سوادآموزي نمايشگاه كتاب فرانكفورت( ليت كام) و انستيتوي آموزش دائمي يونسكو طراحي شده است.

جسيكا پاول، مدير ارتباطات بخش اروپايي گوگل مي‌گويد: هدف از اين كار را سازماندهي اطلاعات جهاني و قابل دسترس كردن آن براي همگان است.

وي افزود اينترنت نقش مهمي در زمينه دسترسي به اطلاعات ايفا مي‌كند.

كارين پلويتز از ليت كام نيز مي‌گويد: " براي مشكلات جهاني بايد راه حل‌هاي جهاني انديشيد و ما معتقديم كه همكاري و اشتراك تجارب مفيد نقطه كليدي براي پيكار عليه بي‌سوادي است."
جستجوي كتاب از طريق گوگل، ابتكار بحث برانگيز ديگري است كه وارد دنياي ادبيات شده است.

هم اكنون كاربران مي‌توانند از طريق اين دروازه اينترنتي به بايگاني كتابهاي ديجيتالي بر اساس كلمات و مفاهيمي كه براي جستجوانتخاب كرده اند، دست يابند.

ناشراني چون پنگوئن و هاپركالينز و كتابخانه‌هايي چون دانشگاه آكسفورد به گوگل اجازه اسكن كردن كتابهايشان را داده اند.

البته اين كتابها هنوز تابع مقررات حق مالكيت معنوي (كپي رايت) هستند و كاربران تنها مي‌توانند به بخش محدودي از آنها دسترسي داشته باشند ولي اگر كتابي خارج از حوزه حق مالكيت معنوي باشد، مي‌توان آن را از روي اينترنت پياده كرد.

طبع چنين كاري انتقادات بسياري را برمي‌انگيزد. برخي براين باورند كه گوگل اين كتابها را بدون اجازه از صاحب امتياز ديجيتالي مي‌كند.

از همين حالا مراكزي نظير كانون نويسندگان آمريكا، انجمن ناشران آمريكايي و شركت انتشاراتي مارتينير عليه گوگل اقامه دعوي كرده‌اند.

اما گوگل در پاسخ مدعي است عرضه چكيده‌اي از كتابها بر روي اينترنت نيازي به اخذ اجازه براي كپي رايت ندارد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 10:32 قبل از ظهر  توسط سعيد شيرشاهي  | 

در این هفته گروه کتابداری پزشکی اهواز اقدام به برگزاری کارگاه وبلاگ نویسی نمود که توسط چهار نفر از دانشجویان این رشته من جمله آقای قلاوند و خانم ها لونی و صدری برگزار گردید . این کارگاه در ۲ قسمت ۴ ساعته در روزهای یک شنبه ( برای دانشجویان غیر کتابداری) و روز چهارشنبه (برای دانشجویان کتابداری ) برگزار گردید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 1:5 بعد از ظهر  توسط سعيد شيرشاهي  | 

 
Free Web Counter
Web Site Counter افراد آنلاين: نفر